+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 21:37 توسط لیلا
|
اولین روز دبستان بازگرد ، شادی آن روزهایم باز گرد ، باز گرد ای خاطرات کودکی برسوار اسبهای چوبکی ، درسهای سال اول ساده بود ، آب را بابا به سارا داده بود مانده در گوشم صدایی چون تگرگ ، خش خش جاروی باباروی برگ ، همکلاسیهای من یادم کنید،بازهم درکوچه فریادم کنید ، کاش هرگز زنگ تفریحی نبود ، جمع بودن بودوتفریقی نبود ، ای دبستانی ترین احساس من بازگرد این مشقها را خط بزن.